ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
14
سفرنامه شاردن ( فارسى )
كه نخست قسمت مربوط به تاجگذارى شاه سليمان به زبان فارسى برگردانده و چاپ شده و قسمت مربوط به اصفهان را دبير دانشور حسين عريضى در سال 1330 شمسى ترجمه و چاپ كردهاند . اما مجموع سياحتنامه شواليه شاردن را مترجم پركار مرحوم محمد لوى عباسى به زبان فارسى برگردانده ، و افزون بر اينكه براى هر موضوع عنوانى گويا و متناسب آورده ، در مجموع بيش از چندين ده صفحه توضيحات و اضافات عالمانه نوشته است . ترجمه اين فاضل پركار سالهاست ناياب شده ، و مشتاقان از يافتن و خواندن آن محروم ماندهاند ؛ از اين رو من بهانه يافتهام كه به تجديد ترجمهء آن بكوشم ، و در اين كار نه به پيروى ايشان رفتهام زيرا نه از خود براى هر موضوع عنوانى آوردهام ، و نه چنان اضافات و ملحقاتى . اما آنچه در توان داشتهام كوشيدهام كه به اصل نزديكتر باشد . براى روشن شدن برخى نكات و اصطلاحات و الفاظ ، ذيل برخى صفحات و در آخر هر مجلّد يادداشتهايى آوردهام كه اميد است مناسب و پسنديده باشد . قريب چندين ده صفحه از مجلّدات سياحتنامهء شاردن - چاپ لانگلس - مربوط به مذهب ايرانيان ، شرح مطهرات ، طرز به جا آوردند واجبات دينى ، آداب تغسيل ، تكفين و تدفين مردگان و ديگر مسائل از اين گونه است شاردن اين مطالب را بى كم و زياد از روى كتاب جامع عباسى ترجمه كرده ، چنان كه خود نوشته است : من درباره شرح اين مسائل شرعى فصولى از كتاب جامع عباسى را كه شيخ بهاء الدين محمد عاملى به فرمان و به نام شاه عباس بزرگ تأليف كرده كلمه به كلمه مىآورم . اين عالم بزرگ دين ، داراى تأليفات گرانقدرى است كه مورد توجه كامل شيعيان است . اين كتاب كه در آن دقايق دينى به شرح آمده با فصلى مشتمل بر مباحث طهارت ، وضو ، تيمّم آغاز مىشود . . . چون برگرداندن اين كتاب مفصل از زبان فرانسوى در نظرم كارى بيهوده و نادرست آمد از ترجمه كردن آن صرفنظر كردم ، از آنكه خوانندگان مىتوانند اصل كتاب جامع عباسى را بخوانند . همچنين از برگرداندن آنچه شاردن درباره آثار باستانى تخت جمشيد آورده چشم پوشيدم زيرا باستانشناسان داخلى و خارجى طى ساليان اخير در تاليفات خود مطالبى درستتر ، دقيقتر رساتر ، و روشنتر نوشتهاند ، و كسانى كه به دانستن اين مطالب دلبستگى دارند مىتوانند آنها را بجويند و بخوانند . اما چون شرح مسافرت شاردن از اصفهان تا تخت جمشيد داراى نكاتى تاريخى است و مفيد است آن را به ترجمه كشيدم و در آخر كتاب آوردم . اين نكته را نيز يادآور شوم ، شاردن چون بر مذهب پرتستان بود و هموطنانش غالبا